تبليغاتX
تنها براي تو مينويسم؛ بي بي باران

منزلی در دوردستی هست ، بی شک هر مسافر را


 

دلواپس بارانم
دلواپس نباریدنش در این هیاهوی هق هق من
که بی بارش باران
حریم پنهانی اشکهایم دریده خواهد شد

خواستم بگم برگشتم خونه و همه چیز خوبه و همه مهمتر که مدتی نیستم نمیدونم تا کی شاید برای همیشه شاید هم به فکر ساختن یک خونه جدید بیفتم با طرحی جدید  و ناشناس بشم نمیدونم شاید هم برگردم در زمانی که فصل بی بی باران وباریدنش پر از حرفهای جدید و خوب !!! با این همه بعضی اوقات بی بی هم به سکوت نیاز داره می خوام دل بدم به همون روش سنتی و قدیمی و تمام حرفهام رو توی دفتر خاطراتم بنویسم که مدتهاست فراموش شده .

 

 

+تاريخ دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 9:8 بعد از ظهر نويسنده بي بي باران |


 

سهم من آسمانی است که آویختن پرده ایی آن را از من میگرد فروغ

شماره معکوس برای من شروع شده و من برای خودم آخرین بار رو رقم میزنم آخرین بار که به هفت تیر میام آخرین بار که مرد نابینا کوچه بهارمستیان فال میخرم آخرین باره  که به آن پسرک ناشنوا خیابان قائم مقام لبخند میزنم بی هیچ ترسی از تصور دیگران هفته دیگر درخانه ام و این موقع شاید چشم به مونیتورم دوخته باشم و فصلی دیگری از زندگیم را رقم بزنم حالا فهمیدم چقدر عقبم و زندگی رو با چه افکار پوچی پر کرده بودم راستش تصمیم دارم خیلی از آدمها ، خیلی از فکرها بی معنی رو پشت سرم جا بذارم این بار با همه وجود تصمیم گرفتم !  تو هم خیالت راحت حسابت مدتهاست پیش من مسدود شده درست از روزی که .....

دیروز قرار برنامه کمپین برگزار بشه که انگار اماکن اجازه نداده ممن که نتونستم برم (متاسفانه ) ولی خیلی از افراد مهم بودند از زرفشان تا شیرین عبادی قراره این کمپین یک میلیون امضا جمع کنه  براي تغيير قوانين تبعيض آميز این هم سایتش یک نگاهی بهش بندازید اگه شما هم موافق بودید امضا کنید من توی یکی از جلساتش بودم اگه بدونید تهیه کنندگان این کمپین با چه شور و شوقی تلاش میکنند !!!!

حیف که زندگیم طعم تلخ قهوه رو گرفته طعمی که باب طبعت نیست ولی با این همه با لذت میخوریش

 

+تاريخ دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 6:1 بعد از ظهر نويسنده بي بي باران |