" تو " را چه سود فخر به فلک بر
فروختن
هنگاميکه هر غبار ِراه ِ لعنت شده نفرينت مي کند؟!
" تو " را چه سود از باغ و درخت
که با ياس ها
به داس سخن گفته اي.
آنجا که قدم برنهاده باشي
گياه
از رستن تن مي زند
چرا که "تو" تقواي خاک و آب را هرگز
باور نداشتي.
شاملو
+تاريخ جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 7:45 بعد از ظهر نويسنده بي بي باران
|
شاید به نظرت مسخره بیاد ولی شر م زده ام که زنده ام.....
.
+تاريخ شنبه ششم تیر 1388ساعت 5:42 بعد از ظهر نويسنده بي بي باران
|
حال ما خوب است ؛ اما تو باور نکن
+تاريخ دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 1:52 قبل از ظهر نويسنده بي بي باران
|